حصار و سگ‌های پدرم اثر شیرزاد حسن

حصار و سگ‌های پدرم اثر شیرزاد حسن

شیرزاد حسن نویسنده‌ی بلندآوازه‌ی اقلیم کردستان در سال 1951 در شهر اربیلِ عراق به‌دنیا آمد. پدرش نظامی خشک و خشنی بود که مستکبرانه در خانواده پرجمعیت‌شان فرمانروایی می‌کرد - ای پدر شخصیتی است که در کتاب‌های شیرزاد به انواع مختلف نمود پیدا می‌کند - ؛ مادر اما این اخلاق پدر را با محبت به فرزندان جبران می‌کرد. کودکی شیرزاد در فضای بسته‌ی خانواده و جامعه، در فرهنگی سنتی و برآمده از ترس و سرکوب و شرم سپری شد. در دانشگاه زبان انگلیسی خواند و در 1975 فارغ‌التحصیل شد. پس از آن به تدریس زبان مشغول شد و به نوشتن رو آورد. اولین کتابش به نام «تنهایی» مجموعه داستانی بود که در 1983 منتشر کرد. و تا کنون نیز به نوشتن و ترجمه مشغول است. بر اساس اطلاعات ویکی‌پدیا او تا کنون 11 کتاب نوشته و 7 کتاب از عربی و انگلیسی به کُردی ترجمه کرده است.
شیرزاد حسن نویسنده‌ای یاغی و پیشرو است که متعهد به جامعه و ادبیات است. در نوشته‌هایش تابوشکنی می‌کند و به دنبال شکستن محدودیت‌های جامعه و پاره‌کردن زنجیرهای فرهنگی است. در جامعه‌ای مردسالار و مذهبی از حقوق زنان می‌نویسند و با جهل و خرافه مبارزه می‌کند. در داستان‌هایش به واکاوی جامعه می‌پردازد و در خلال آن به دنبال حق و حقیقت، و عدالت و آزادی است.
شیرزاد حسن سال ۱۹۹۷ در کنفرانس جهانی نویسندگان در شهر موکولای فنلاند به ایراد سخنرانی با عنوان «پاسخی تازه برای پرسشی کهن» پرداخت که توجه نویسندگان حاضر در کنفرانس را به خود جلب کرد. بخشی از سخنان او بدین گونه بود:
«شما وارثان دکارت هستید که می‌گفت: من می‌اندیشم، پس هستم. اما من فرزند فرهنگی هستم که باید نیندیشد تا بماند. فرهنگ شما برای یک پرسش در زمانهای گوناگون، پاسخهای تازه و گوناگون دارد، در حالی که فرهنگ ما برای یک پرسش در هر زمانی، یک پاسخ بیشتر ندارد. نزد ما آسمان به جای زمین سخن می‌گوید. شما از راهِ نوشتن وارد تاریخ شده‌اید، از راه هنر و ادبیات، ولی ما از راه مرگ و مصیبت، و به این دلیل است که پیش از آنکه با عقلِ شما گفتگو کنیم، بهتر است با وجدان شما سخن بگوییم. هراسِ من این است که آغازِ قرن بیست و یکم پایانی بر تاریخِ ما یا آغازی بر اختناقِ دسته جمعیِ ما باشد.»
«کشتن» موتیف تکرار شونده در داستان‌های شیرزاد حسن است و شخصیت‌های این داستان‌ها غالبا بیوه زنان، پیردختران و پسران ناامید از عشق هستند. او روایتگر داستان زندگی آدم‌های اندوهگین و درمانده و تنهاست.
از شیرزاد حسن تا کنون چهار کتاب به فارسی ترجمه شده خانه‌ای از جنس آب (رضا کریم مجاور)، مه بر فراز دره (رضا کریم مجاور)، حصار و سگ‌های پدرم (رضا کریم مجاور و مریوان حلبچه‌ای)، خانه عنکبوت (آکو حسین‌پور)


در پادوک دو چند صفحه‌ای از داستان بلند حصار و سگ‌های پدرم را با ترجمه‌ی مریوان حلبچه‌ای از نشر چشمه خوانده‌ایم.
حصار و سگ‌های پدرم داستانی با درون‌مایه‌ی روانشناسی-اسطوره‌ای است که در داخل یک حصار می‌گذرد. این حصار (یا قلعه) توسط یک مرد مستبد - پدر خانواده - اداره می‌شود و نمونه‌ی کوچکی از یک حکومت دیکتاتوری است.پدر که اختیار مطلق همه‌چیز و همه‌کس را در این حصار دارد، با زن‌ها و بچه‌هایش مانند رعیت/برده رفتار می‌کند و به کمک سگ‌های بی‌شمارش از این حصار نگهبانی می‌کند. در این حصار هیچکس اختیار و حقی از خودش ندارد، هیچکس حق اظهارنظر ندارد، هیچکس حق خروج از حصار را ندارد، هیچکس حق ازدواج ندارد و همه مطیع مطلق پدر هستند.
داستان کتاب قضیه‌ی کشتن این پدر به‌دست بزرگ‌ترین پسرش است. این پسر که راوی داستان هم خود اوست، به تحریک مادرها، خواهرها و برادرانش و برای رهایی از یوغ و استبداد پدر، دستش را به‌خون او آلوده می‌کند و در پی این ماجرا اتفاقات و حوادثی برای او و دیگر اعضای حصار پیش می‌آید که شالوده‌ی داستان را تشکیل می‌دهد.
با این‌که با کتاب کم حجمی مواجهیم (اصل داستان حدود 70 صفحه است) اما داستان بسیار گیرا و عمیق است. فضاسازی خوب و شخصیت‌پردازی موجز و دقیق همچنین استفاده از المان‌های طبیعت و حیوانات برای القای فضای خفقان حاکم بر حصار و روایت خوب نویسنده که با ترجمه‌ی خوب مریوان حلبچه‌ای به‌دست ما رسیده حصار و سگ‌های پدرم را به کتابی جذاب و خواندنی تبدیل کرده.